جهان اسلام
امروز ، جهان اسلام ، بلکه سر تا سر جهان ، شاهد تحولات بزرگی است که خبر می دهد از تغییر معادلات جهانی
/قسمت 10 آخر/


چه شبی است امشب زینب !

عرش تا بدین پایه فرود آمده است یا زمین زیر پای تو تا جایگاه اوج گرفته است ؟

حسین علیه السلام ، این خطه را با خود تا عرش بالا برده است یا عرش به زیر پیکر حسین سلام الله علیه بال گسترده است؟

که حسین سلام الله علیه خود حّمّله عرش خداست.

این جا کربلاست یا عرش خداست؟!

اگر چه خسته و شکسته ای زینب اما نمازت را ایستاده بخوان! پیش روی خدا منشین!


پروردگارا سلامم را به پیام آوران کربلا برسان
و ای خدا حقیقتا که این تویی که صبری چنین به زینب
علیها سلام داده ای
و البته اگر غیر از زینب علیها سلام بود نمی توانست صبر کند بر این عظیم ترین مصیبت عالم که همگی در بیانش عاجزیم....



هزار آینه مبهوت بی شماری تو                          هزار بادیه مجنون نی سواری تو
هلا که جمع نقیضین بوسه و عطشی                ندیده ام لب خشکی به آبداری تو
چه جای نغمه در این روزگار یأس مگر                 به روی دست تو پرپر نشد قناری تو ؟
هم او که نامه برایت نوشت , با خنجر                ببین که آمده از پشت سر به یاری تو
دریغ,کاری از این طبع مرده ساخته نیست          به جز شمردن گلزخم های کاری تو
به ما مخند که جای گریستن بر خویش              نشسته ایم دمادم به سوگواری تو...





+ منبع نزد نگارنده محفوظ میباشد.


طبقه بندی: اجتماعی،  دینی،  روز نوشت،  فرهنگی، 
برچسب ها: حسین سلام الله علیه، عرش، کربلا، پیام آوران کربلا، صبر زینب، عظیم ترین مصیبت عالم، زینب علیها سلام، صدای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) در سراسر عالم، پیکر حسین سلام الله علیه، حمله عرش خدا، مصیبت عالم،
ارسال توسط یک مهندس
/قسمت 9/


در این شب غریب ، در این لحظات وهم انگیز ،
در این دیار فتنه خیز ، در این شبی که آبستن بزرگترین حادثه ی آفرینش است ،
در این دشت آکنده از اندوه و مصیبت و بلا ، در این درماندگی و ابتلا ، تنها نماز می تواند چاره ساز باشد.

نماز، رستن از دار فنا و پیوستن به دار بقاست.

نماز، کندن از دام دنیا و القای به عالم عقباست.

انگار همه ی این سپاه مختصر نیز به این حقیقت شیرین دست یافته اند. خیمه های کوچک و به هم پیوسته شان مثل کندوی زنبورهای عسل شده است که از آن ها فقط نوای نماز و آوای قرآن به گوش می رسد ؛

سپاه دشمن غرق در بی خبری است ، صدای معصیت ، صدای عربده های مستانه ، صدای ساز و دهل های رعب انگیز به آنها لحظه ای مجال تامّل و تفکر و پرهیز و گریز نمی دهد.


و این لحظه است که باید عباس علیه السلام را معنا کرد . عباسی که حتی در طنین اسمش  می توان نوای نماز و آوای قرآن شنید .

عباس  را به دست قطع شده و سر عمود خورده ندانیم . عباس مظهر  بندگی مظهر ایمان و قرآن است  .

ولی هر چه بگوییم قطره ای از دریای معرفت پسر ام البنین را نمی توان بیان کرد و در کلام نمی گنجد .

ولی می توان به این بسنده کرد که عباس همان عشق به معشوق است .


مهدی صاحب الزمان سلام الله علیه مثل عباس هایی می خواهد تا چون او مظهر ایمان و عبودیت باشند .


پروردگارا مدد کن تا عباسی شوم ؛ عباسی شوم تنها برای حسین روزگارم...





+ منبع نزد نگارنده محفوظ میباشد.


طبقه بندی: اجتماعی،  دینی،  روز نوشت،  فرهنگی، 
برچسب ها: فتنه، حادثه، ابتلا، نوای نماز، آوای قرآن، عباس مظهر بندگی مظهر ایمان و قرآن، پسر ام البنین، عشق به معشوق، مهدی صاحب الزمان، حسین روزگار، صدای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) در سراسر عالم، دیار فتنه خیز، عالم عقبا، عباس علیه السلام،
ارسال توسط یک مهندس
/قسمت 8/


امام علیه السلام اگر بگذارد، حرف های خواهر با او تمامی ندارد.
سر خواهر را بر سینه می فشارد و داروی تلخ صبر را جرعه جرعه در کامش می ریزد:

خواهرم! روشنی چشمم! گرمی دلم!

مبادا بی تابی کنی! مبادا روی بخراشی!

مبادا گریبان چاک کنی!

استواری صبر از استقامت توست؛ حلم در کلاس تو درس می خواند؛

بردباری در محضر تو تلمّذ می کند؛ شکیبایی در دست های تو پرورش می یابد؛

تسلیم و رضا دو کودکند که از دامان تو زاده می شوند و جهان پس از تو را سرمشق تعبّد می دهند؛

راضی باش به رضای خدا که بی رضای تو این کار، ممکن نمی شود.


دیگر نیز اندک زمانی است تا غم انگیز ترین واقعه عالم .


باید حلم وبردباری را از زینب علیها سلام  یاد گرفت و این حلم و بردباری را تا وصال پسرشان مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به کار بست...





+ منبع نزد نگارنده محفوظ میباشد.


طبقه بندی: اجتماعی،  دینی،  روز نوشت،  فرهنگی، 
برچسب ها: صبر، استقامت، بردباری، تسلیم و رضا، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، زینب علیها سلام، وصال، صدای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) در سراسر عالم، حلم، سرمشق تعبد، غم انگیز ترین واقعه عالم، وصال مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)،
ارسال توسط یک مهندس
/قسمت 7/


اکنون فقط این آغوش امام علیه السلام است که جان می دهد برای گریستن ، و خواهر آن قدر گریه می کند که از هوش می رود و برادر را نگران هستی خویش می کند.

امام به صورتش آب می پاشد و پیشانی اش را بوسه گاه لب های خویش می کند و خواهر با گوش جان می شنود که:
آرام باش خواهرم...!! صبوری کن تمام دلم...!!

مرگ ، سرنوشتِ محتوم اهل زمین است. حتی آسمانیان هم می میرند. بقا و قرار فقط از آن خداست و جز خدا نیست کسی که زنده بماند.
اوست که می آفریند، می میراند و دوباره زنده می کند، حیات می بخشد و بر می انگیزد.


مولای من! صبوری می کنیم ، حتی اگر به مصیبت دچار گردیم!

شکیبایی می ورزیم در تمامی زشت و زیبای زندگیمان! حلم پیشه می کنیم در همه حال...! و  بااین همه از تو یاری می طلبیم.

انگار کار شیعه مدت هاست صبوری است ؛ ما بر همه چیز باید صبر کنیم و منتظر باشیم . و منتظر بودن تا وصل به معشوق ، که افتخار ماست.



باز  آی دلبرا که دلم بی قرار تست                         وین جان بر لب آمده  در انتظار تست
در دست این خمار غمم هیچ چار نیست                جز باده ای که در قدح غمگسار تست
ساقی بدست باش که این مست می پرست          چون خم ز پا نشست هنوزش خمار تست
هرگز ز دل  امید گل آوردنم نرفت                            این  شاخ خشک زنده به بوی بهار تست
ای سایه صبر کن که بر آید به کام دل                       آن آرزو که در دل امیدوار تست





+ منبع نزد نگارنده محفوظ میباشد.


طبقه بندی: اجتماعی،  دینی،  روز نوشت،  فرهنگی، 
برچسب ها: مرگ سرنوشت محتوم اهل زمین، بقا و قرار فقط از آن خداست، صبوری، شکیبایی، حلم، شیعه، وصل به معشوق، صدای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) در سراسر عالم،
ارسال توسط یک مهندس
/قسمت 6/


امام علیه السلام ، چون طبیبی که به زوایای وجود بیمار آگاه است، می داند که مشکل این مردم، مشکل دنیاست، مشکل علاقه ی به دنیا و از یاد بردن خداست و عالم عقبا.

فقط علاقه های دنیا می تواند انسان را این چنین به خاک سیاه شقاوت بنشاند.

فقط پشت کرده ی به خدا می تواند، پشت عزت انسان را این چنین به خاک بمالد.


او هم چنان با آرامش و حوصله ادامه می دهد:

«مردم! خداوند تعالی که خود آفریننده ی دنیاست، آن را خانه ی نابودی و زوال قرار داده است.
کار این خانه این است که حال دل بستگان به خویش را دگرگون می کند.
فریب خورده کسی است که فریب او را بخورد و بخت برگشته کسی است که در دام فتنه های او بیفتد.
مردم! دنیا شما را نفریبد، هر که به دنیا تکیه کند، دنیا زیر پای امیدش را خالی می کند و هر که طمع به دنیا ببندد، دنیا ناکامش می سازد... »


پروردگارا!! می بینم که علاقه های به دنیا چه ها که نمی کند؛

از خیمه های حسین علیه السلام به خیمه های دشمن می کشاندم.


ای پناه بی پناهان! به دعای مولایم حسین علیه السلام تقوا پیشه می کنم؛ و در راه امامان اهل بیت علیهم السلام از کمی یاوران نمی هراسم.


پروردگارا وصال به مولایمان را برسان...





+ منبع نزد نگارنده محفوظ میباشد.


طبقه بندی: اجتماعی،  دینی،  روز نوشت،  فرهنگی، 
برچسب ها: امام چون طبیب، از یاد بردن عالم عقبا، دنیا خانه نابودی و زوال، شقاوت، دل بستگان به دنیا، فریب خورده، فتنه، طمع به دنیا، علاقه به دنیا، خیمه های حسین علیه السلام، از یاد بردن خدا، کمی یاوران، وصال به مولا، صدای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) در سراسر عالم، خیمه های حسین،
ارسال توسط یک مهندس
/قسمت 5/


امام دشمن را دعا می کند ؛

هر چند که می داند قاعده ی دنیا همیشه بر این بوده است که همیشه اهل حقیقت قلیل بوده اند و اهل باطل کثیر.

باطل، جاذبه های نفسانی دارد. کنش های شیطانی دارد.

پدرش همیشه می فرمود: « لا تستو حشوا فی طرق الهدی لقلة اهله (در طریق هدایت از کمی نفرات نهراسید) »

پیداست که کمی نفرات ، خاصّ طریق هدایت است؛ همین چند نفر هم برای سپاه هدایت بی سابقه است، اعجاب برانگیز است.

پدرش، اگر به همین تعداد ، برادر داشت ؛ لشگر داشت ؛ همراه و همدل و همسفر داشت ؛ پایه های اسلام را برای ابد در جهان محکم می کرد...

و دودمان معاویه لعنت الله علیه را بر می چید؛


و همگی از سوی یزیدیان که در این زمان زندگی می کنند به پسرشان مهدی (عجل االه تعالی فرجه الشریف) پناه می بریم تا نشود  که نا گاه خود را در امواج یزیدیان در حال حرکت ببینم و آنگاه برگشتن برایمان بسیار سخت است.


و اکنون که راه مساعد است بسوی حق بشتابیم و حقیقتا که حق می آید...





+ منبع نزد نگارنده محفوظ میباشد.


طبقه بندی: اجتماعی،  دینی،  روز نوشت،  فرهنگی، 
برچسب ها: قاعده ی دنیا، اهل حقیقت قلیل، اهل باطل کثیر، جاذبه های نفسانی، کنش های شیطانی، لا تستو حشوا فی طرق الهدی لقلة اهله، کمی نفرات، طریق هدایت، پایه های اسلام، امواج یزیدیان، حق می آید، صدای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) در سراسر عالم، معاویه لعنت الله علیه، یزیدیان،
ارسال توسط یک مهندس
/قسمت 4/


اکنون که صدای گام های دشمن، زمین را می لرزاند؛
اکنون که چکاچک شمشیرها بر دل آسمان، خراش می اندازد؛

اکنون که هلهله و هیاهوی سپاه ابن سعد لعنت الله علیهم هر لحظه به خیام امام نزدیک تر می شود...

عقیله ی بنی هاشم از جا کنده می شود، سراسیمه و مضطرب خود را به خیمه ی امام می رساند.
امام، در آرامشی بی نظیر پیش روی خیمه نشسته است.

پیش از این که برادر به سنّتِ همیشه ی خویش، پیش پای خواهر بر خیزد، عقیله در مقابلش زانو می زند و با اضطراب می گوید:
می شنوی برادر! این صدای هلهله ی دشمن است که به خیمه هایمان نزدیک می شود.

فرمانده ی مکّارشان فریاد می زند: ای لشگر خدا! بر نشینید و بشارت بهشت را دریابید...»


و اکنون، و همین اکنون کجاست بهشت ای پسر سعد ؟ اکنون که طعم درک آخرین درجه جهنم را می چشی چه می گویی و آنوقت که آن مصیبت عظیم را تو  و یارانت به راه می انداختید چه می گفتی؟


در همه زمان امثال یزیدیان و فرماندهانشان بسیارند  و  حسین و حسینیان  اندک  و این مانند کوفی هستند که باید انتخاب کنند .

نور هدایت حسین و  صاحب الزمان سلام الله علیهم در همه جا پراکنده شده .


درست چشمهایمان را باز کنیم  تا خدا نکند که کوفی شویم...





+ منبع نزد نگارنده محفوظ میباشد.



طبقه بندی: اجتماعی،  دینی،  روز نوشت،  فرهنگی، 
برچسب ها: عقیله بنی هاشم، سپاه ابن سعد، یزیدیان، حسینیان، کوفی، صدای هل من ناصر ینصرنی حسین (ع) در سراسر عالم، چکاچک شمشیر، هلهله، خیام امام، لشگر خدا، پسر سعد، مصیبت عظیم، نور هدایت،
ارسال توسط یک مهندس
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
به نظر شما مهمترین موضوعی که امروزه باید به آن پرداخت چیست؟







صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

دانلود

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic